تبليغاتX
منهاي باران

منهاي باران
 
خدایا دلم درد اومده ...

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:10 ] [ م_باران ]

حسین به دنیا اومد..

تولدت مبارک عمه جان

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:9 ] [ م_باران ]
چند صفحه مطلب نوشتم و همه پرید

این طور وقتا مطمئنم حتما حکمتی داشته

خدایا

حکمت اینو بهم بفهمون

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:59 ] [ م_باران ]
خدایا سلام

این منم

منی که هیچی نیست

منی که امروز باید بی صداترین اشک هارو فقط برای دل خودش بریزه و بس

ای کاش بهم فرصتی برای زنده بودن نمی دادی

خدای آسمونای بلند

خدای دشت های فراخ

خدای مهربون "مهربونم"

کمکم کن

بهم آرامش بده

بهش آرامش بده

بهم صبر بده

بهش صبر بده

خدایا

روزهای تلخم رو دارم با تو قسمت میکنم

با سکوت همیشگی تو

خدایا

دارم خفه میشم

دارم دق می کنم

خدایا

تو که می دونستی انقدر پست و حقیر و بی وجودم

پس چرا اجاه دادی تا اینجا پیش بریم

تا اینجا که هیچ حرمتی براش باقی نذارم

تا اینجا که بخاطرم بدترین عذاب هارو بکشه

تا اینجا که بخاطرم

خدایا

توانی برام نمونده

خیلی سخته که بخوای اشکاتو کنترل کنی

سخته که بخوای بغضت نشکنه

سخته که بخوای در عین " نا مردی " " مرد " باشی.

خدایا

کمکش کن

کسیو سر راهش قرار بده که لایقش باشه

که اونقدر عاشقش باشه که هیچوقت به یادم نیوفته

خدایا

ممنون که نجاتش دادی

ممنون که ...

خدایا

کمکم کن

خواهش می کنم کمکم کن

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 12:3 ] [ م_باران ]

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض

یک طرف خاطره ها

یک طرف فاصله ها

در همه آواز ها

حرف آخر زیباست

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:37 ] [ م_باران ]

برای تو می نویسم

تویی که دیگه نخواهمت داشت

آره منم

بی وفاترین آدم دنیا

دروغگوترین عاشق دنیا

تموم شد

دیگه تموم شد

این جمله رو یه بار وقتی حکمتو گرفتی برام نوشتی و

یه بار رو پیغامگیرم خبرشو بهم دادی و حالا من ...

راست گفتی

" هیچوقت لیاقتت رو نداشتم "

من خائنم

پستم

حقیرم

اما

این خائن پست حقیر هیچوقت فراموشت نمی کنه

من ارزش دوست داشتنت رو نداشتم

جرات معرفی کردنت رو به خونواده ام نداشتم

علی من

مهربونم

نفسم

عشقم

کاش 1 روز بتونی بدونی چرا رفتم

چرا تنهات گذاشتم و ...

خدایا

کمکش کن

کمکم کن

خدایا

عشقم رو به تو سپردم

مراقبش باش

10 سال بهش بد کردم

10 سال ...

جای حلقه ای که هیچوقت از دستم در نمیاوردم هنوزم جای خالیتو نشونم می ده

اشک هام تنها حلقه اتصالم به تو شده

کاش هیچوقت وارد زندگیت نمی شدم

کاش زودتر از اینا تنهات میذاشتم

کاش...

علی...

عــــــــــــلــــــــــــــــی...

عـــــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی...

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:34 ] [ م_باران ]
دلم گرفته

بدجورم گرفته

بد جور احساس پوچی و بی کسی می کنم

کاش می شد بمیرم

کاش می شد نباشم و ...

خدایا

سهم من از زندگی چیه ؟

چرا تیر خلاصو نمی زنی؟

خدایا

به خداوندیت قسم هیچی از زندگی ام نمی خوام

خودت بهتر از هر کسی می دونی هیچ دلبستگی ای هم ندارم

نه کوله بار پر و پیمونی دارم و نه سری پیشت بالا بگیرم

منم و وجودی ماورای گناه و دلی که ازش هیچی باقی نمونده

خدایا

این اشک هارو ازم نگیر

مردم از غم تو خودم ریختن و خفه موندن

دق کردم از این همه اشک های نچکیده

خدایا

اشکمو ازم گرفتی

قلبمو ازم گرفتی

خودمو ازم گرفتی

دستت درد مکنه

ای کاش فقط برای یک بار شده رو حرفم نه نمیاوردی

ای کاش من بی وجودو برا خودت بر می داشتی و اینطوری حالمو به بهترین احوال پیوند می زدی

خدایا

خودخواهیامو ببخش

حقارت هامو نبین

صدامو نشنو

منو به حال خودم بزار

بزار جهنمی تر از اینی که هستم بشم

بزار وقتی اسممو می خودی خودم بی هیچ حساب و کتابی راه جهنمتو در پیش بگیرم

خدا منو ببخش

ببخش که انقدر پست و فرومایه ام

ببخش که چشمامو به خوبیات بستم و فقط زار ندارم و چه کنم می زنم

خدایا

ازم نگیر خودتو

ازم نگیر

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 2:25 ] [ م_باران ]
ببخش دیر شد

ادامه مطلب
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:55 ] [ م_باران ]
همین الان از درمانگاه برگشتم

بازم یه تو رگی ملس

۱۲ ساعت دیگه یکی دیگه + دگزا

عاشق این آمپول خوردنام

اما همه اینا دسته گلای دندون پزشک محترم جناب آقای ...

نمی دونم بگم خدا لعنتش بکنه ، نکنه ، چکار کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند وقته دندونام یهو داغون شدن

به یارو میگم

 مابین این دندونام سوراخ شده و یه چی می خورم ۳ ساعت باید برا بیرون آوردنش کلنجار برم ،

انگار نه انگار باهاش حرف می زنم

گفت عکس بداز بیار

عکس کلی انداختم بردم باز ... دوتا دندون نازنین بالاییمو که فقط یکیش یکم وسیده بود نخ میکنه و

عصب کسی و بعد یه هفته هم پر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا ۳ روزه عفونت این دندون بیچاره ام به گوش و گلوم زده و روزی هزار بار

اجداد محترمو می بینم که از جلو چشمم رژه میرن و بهم لبخند می زنن

گفتم برم و برگردم (یه جایییییییییییییییییییییییییی) میرم پیش یکی دیگه که لااقل

یه ریزه وجدان داشته باشه

خدایا

ببین این تورم و گرونی و یارانه های محترم و ارز و دلار و سکه و نفت چه بلایی به سر این

دندون قشنگم آوردن

آخه خودت بگو انصافه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:6 ] [ م_باران ]
قرار بود منتظر باشم تا یکی با اسب سفید بیاد و قالب بهم ریخته وبمو درست کنه !

خدا رو شکر که سوارش خودم بودم و اسبش هم پیش کش !!!

از قدیم گفتن :

کس نخارد پشت من ، جز ناخن انگشت من !!!

دم ناخنم گرم

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:57 ] [ م_باران ]

دیروز روز خوبی بود

با چند تا از معلم هام صحبت کردم و از این بابت احساس خوبی دارم

نمی دونم چرا ؟

 اما حدود 1 ساله دلم می خواد فقط تو خونه باشم و هر جایی که می رم

برا برگشتن خونه بال بال می زنم !!!

احساس می کنم نشانه بدیه

یه چیزایی تو مایه های گوشه گیری و افسردگی

دیروز دلم می خواست با ... صحبت می کردم اما ...

نمی دونم

فقط امیدوارم هرجا هست خوشبخت و عاقبت به خیر باشه

نمایشگاه کتاب هم شروع شده و تا 23ام بیشتر ادامه نداره

این "حسین" آقای فسقلی هم ما رو گذاشته سر کار

خدا کنه همین امروز ، فردا به دنیا بیاد تا منم به زندگی ام برسم

از خیلی ها بی خبرم

از خیلی ها هم خبر دست اول دارم

بعضیا عروس شدن !

بعضیا چند روز دیگه راهی خونه خدان

بعضیا جشنواره شعر رضوی برگزیده شدن

بعضیا وزنشون بالا رفته و میدون تا لاغر شن

بعضیا و بعضیا و بعضیا

ای خدا

ما قراره کجای دنیا رو بگیریم!

پیروز رفتم یه جا یکی بهم گفت :

" تو مثل ترشی می مونی ، هرکی به سمتت میاد میره!!! "

خدا رحم کنه!!!

واا...

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:50 ] [ م_باران ]

و

تبریک ویژه به تو که عزیز ترینی

مهربونم

روزت مبارک

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:48 ] [ م_باران ]

سلام

امروز 12 اردیبهشته

روز

مـــــــــــــــــــــــــعــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــ

 

منم می خوام این روزو به بعضی از معلم ها و اساتید خوب و عزیزم و

انسان های موفق و شایسته ای که حق معلمی به گردنم دارن  تبریک بگم

شاید یکم زیاد باشه اما دوست دارم این کارو انجام بدم

تبریک به معلم های عزیزم ، خانم ها و آقایان :

شهره یعقوبی (اول ابتدیی _ بهشهر)

خ حقّی (دوم ابتدایی _ بهشهر)

خ مقدم (چهارم ابتدایی _ بابلسر)

مهناز قبادی (راهنمایی _ قائمشهر )

طاهره قربانی (راهنمایی _ قائمشهر )

خ اوسیا (راهنمایی _ قائمشهر )

مجید نظرافکن رودسری (هنرستان _ قائمشهر)

مهندس عمران برزوئی (هنرستان _ قائمشهر)

مهندس نادر قلی پور (هنرستان _ قائمشهر)

غلامرضا رضایی (هنرستان _ قائمشهر)

تبریک به اساتید عزیزم ، خانم ها و آقایان :

مهندس سعید امینی ( کاردانی _ ساری )

مهندس خان محمدی ( کاردانی _ ساری )

خ مهندس رضایی (کارشناسی _ تهران )

مهندس آیت ا... علیزاده  (کارشناسی _ تهران )

مهندس پورآقاجان (کارشناسی _ قائمشهر )

مهندس احمد مهدوی (کارشناسی _ قائمشهر )

مهندس اباذر علائی بخش (کارشناسی _ قائمشهر )

و

دکتر ابراهیم اندرخورا ( شعر _ ساری )

حسین طالب نژاد ( شعر _ قائمشهر )

ابوافضل عباس زاده ( شعر _ قائمشهر )

الهام رضالویی ( زبان _ ساری )

فاطمه زارع پور ( زبان _ قائمشهر )

و ...

و دوستان آموزگارم

نجمه عنایتی قادیکلائی (زبان انگلیسی )

سمیه فلاح ( اول ابتدایی )

و

خاله مینویی قشنگم که پارسال بازنشسته شد ( اول ابتدایی )

و

و

همه اونایی که چیزی به من آموختن و حق معلمی بر گردنم دارن.

کاش بدونن واقعا همه شونو دوست دارم

حتی اگر ...

روزتون مبارک

[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:41 ] [ م_باران ]

دیشب اولین کادو تولدمو گرفتم

9 روز زودتر!

دیروز مامان بعد حدود 3 هفته برگشت

برخلاف همیشه که 1چیزی واسه گیر دادن پیدا می کرد ،

خوشحال و مهربون تر از همیشه ، کلی هم قربون صدقه ام رفت!!!

شب واسه بابا تولد گرفتیم

بابا،مامان،محمد،سارا،(حسین آقا)و خودم+ یه کیک بزرگ (اونم نسکافه ای)!

جای هیچکسم خالی نبود

اخر شب

وقتی اومدم بخوابم

مامان اومد و یه کتاب بهم داد و گفت:

اینو گرفتم واسه تولدت اما الان بگیر

شوکه شدم

رفت پایین و پریدم رفتم دنبالش و بغلش کردم

چقد دلم براش تنگ شده بود

چقد بی اون خونه سوت و کور بود...

چقد دلم می خواست اینارو بهش می گفتم و ...

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:21 ] [ م_باران ]

9اردیبهشت                                                        

تولد بابا                              

نمی دونم برات چی بنویسم؟!

از عاشقانه نوشتن خنده ام می گیره !

عارفانه هم !!!

یه جمله قشنگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حرف دلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باشه

حرف دلم :

خدا رو شکر که هستی

انشاا... همیشه باشی

تا روزی که حداقل من زنده ام

دلم نمی خواد بدونی بخاطر مریضیات ، بخاطر هر روز آب شدن و لاغر تر از روز

قبل شدنت چقدر غصه می خورم.

دلم نمی خواد بدونی بخاطر تو و مامانه که از دلم ، از مهربونم حرفی نمی زنم...

اصلا بی خیال

روز تولدت که نباید گریه کرد

باباجونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

" تــــــــــــــــــــــــــــولــــــــــــــــــدتــــــــ مـــــــــــبــــــــــارکــــــــــــــــــــــــــــــــ "

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:28 ] [ م_باران ]
خدای قشنگم سلام

امروز هفتم اردیبهشته

" هفت "

عددی که نمی دونم چرا انقد عاشقشم

راستش چند وقت پیش آدرس وبمو برا مهربون اس کردم و گفتم بیا و نظر

بده

خب تا حالا دلم نمی خواست بیاد

با هم توافق کرده بودیم

این بارم می دونستم اگر بیاد...

به هر حال اومد

تو مطب دندون پزشکی بودم که زنگید

اول به یه پستم گیر داد و منم از کوره در رفتم

اما بعد فهمیدم که دلخوریش از این بود که از زمین و زمان نوشتم و از اون...

خب چکار کنم؟

خودشم می دونه قصه من و اون نوشتنی نیست

حکایت دله

دلی که توش خیلی اتفاقا می افته

حکایت زندگیه

با همه زیر و زبر هاش

دلم خیلی گرفت

از اون روز دل و دماغ نوشتن ندارم

همیشه می دونستم اگه بیاد اینطوری میشه.

آقا چکار کنم ؟

تو بگو

وقتی ندونی آخرش چی میشه چطور می تونی...

خدایا 

 

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:21 ] [ م_باران ]

نمره خوشبختی شما چند است؟

خوشبختی موضوعی نسبی است. بعضی از ما اگر در غار زندگی کنیم راضی هستیم و برخی دیگر اگر در قصر باشیم باز هم ناراحت هستیم.
دکتر فرناز عطائی متخصص روانپزشکی گفت: در تمام اعصار، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست؟
وی با طرح سوالات زیر میزان رضایت شما را از زندگی ارزیابی می کند.


اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.


1 ـ وقتی مسابقه ای را می بازم از آن لذت نمی برم.
Rدرست    Qغلط


2 ـ وقتی کسی درباره من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


3 ـ وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.
Rدرست    Qغلط

4 ـ اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم.
Rدرست    Qغلط


5 ـ خیلی زود از سرگرمیها و تفریحات حوصله ام سر می رود
Rدرست    Qغلط

 
6 ـ اغلب روزها خیال پردازی می کنم.
Rدرست    Qغلط

 
7 ـ آرزوهای زیادی دارم.
Rدرست    Qغلط

 
8 ـ بیش از اندازه چاق هستم.

Rدرست    Qغلط


9 ـ از خواندن رمان لذت می برم.
Rدرست    Qغلط


10 ـ از خوابیدن متنفرم
Rدرست    Qغلط

11 ـ فکر می کنم جذاب هستم.
Rدرست    Qغلط

 

12 ـ انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.
Rدرست    Qغلط

محاسبه امتیازات:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 1:59 ] [ م_باران ]
حرفای زیادی برای نوشتن دارم اما...

احتمالا چند روز نیام

یه جورایی حالم گرفته

تا بعد...

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 23:55 ] [ م_باران ]

سلام

امروز اومدم  ثواب کنم کباب شد!

اومدم واسه یه بنده خدایی وبلاگ بسازم اشتباهی کد قالبشو تو تنظیمات وب خودم وارد کردمو وبم داغون شد!!

یه بار یه بنده خدایی قالبمو که خیلی داغون بود درست کرد اما هر چی ( جمله تصادفی ، جمله عاشقانه و...) داشتم حذف شد

حالا اگه کسی میتونه کمک کنه تا قالب و چیدمانشو درست کنم ازش ممنون میشم. 

[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:25 ] [ م_باران ]

حالم گرفته

میدونم دلیلش خیلی بچه گونه است اما دل دیگه !

وقتی میگیره حالتم میشه ناخوش و گرفته!!

خداییش اگه میشنیدی وقتی به دنیا اومدی به مامانت گفتن :

" بازم دختر ؟ بیچاره برادرمون پشت نداره "!!!

و با به دنیا اومدن برادری که ...

به بابات گفتن:

" حیف که بابات نیست تا نوه اش رو ببینه "!!!

اونوقت چه حالی بهت دست میداد؟

ای روزگار

چقد بیکار شدم

چقد بیکار شدم که از وقت زیاد به همچین چیزایی فکر می کنم!

بی خیال

حتی این حال گرفته رو هم بی خیال ...

[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 2:8 ] [ م_باران ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صد بار به چشم بـــسته لبخند زدی
دل را به دل شکــــسته پـــیوند زدی
از فکر و خیال خـام خود دست بکش
چون بار دگر به عاشقی گــنــد زدی !


مـــــــــــــــــــــ _ بـــــــــــــــــــاران
امکانات وب


.

آمارگیر حرفه ای سایت

تعبیر خواب آنلاین

جاوا اسكریپت